مهدی ایرانمنش، سردبیر و مدیرمسئول پایگاه خبری فرگرد گردشگری در یادداشتی نوشت: جهان گردشگری در آستانه یکی از بزرگترین دگرگونیهای تاریخ خود قرار گرفته است؛ تحولی که نه از توسعه زیرساختهای حملونقل، نه از ساخت هتلهای بزرگ و نه حتی از گسترش شبکههای اجتماعی ناشی میشود، بلکه ریشه در فناوری نوظهوری دارد که به سرعت در حال بازتعریف مناسبات اقتصادی، اجتماعی و مدیریتی جهان است: «هوش مصنوعی».
در دهههای گذشته، دیجیتالی شدن صنعت گردشگری موجب شد فرآیندهایی همچون رزرو هتل، خرید بلیت و جستوجوی اطلاعات سفر سادهتر و سریعتر شود، اما هوش مصنوعی فراتر از دیجیتالیسازی عمل میکند؛ این فناوری در حال تغییر ماهیت تصمیمگیری، برنامهریزی، مدیریت و تجربه سفر است، به بیان دیگر اگر اینترنت صنعت گردشگری را متصل کرد، هوش مصنوعی آن را هوشمند خواهد کرد.
امروز دیگر رقابت میان مقاصد گردشگری صرفا بر سر جاذبههای طبیعی، تاریخی یا فرهنگی نیست، در اقتصاد جدید گردشگری، کشورها و مقاصدی موفقتر خواهند بود که بتوانند دادهها را به دانش و دانش را به تجربهای ارزشمند برای گردشگر تبدیل کنند، این دقیقا همان نقطهای است که هوش مصنوعی به یک مزیت راهبردی تبدیل میشود.
گردشگر قرن بیستویکم بیش از هر زمان دیگری به دنبال تجربههای شخصیسازیشده است، او نمیخواهد یکی از هزاران مسافری باشد که برنامهای مشابه را دنبال میکنند، هوش مصنوعی این امکان را فراهم کرده است که هر فرد بر اساس علایق، بودجه، سبک زندگی، انگیزههای سفر و حتی الگوهای رفتاری خود، پیشنهادهایی منحصربهفرد دریافت کند. نتیجه این تحول، شکلگیری نسل جدیدی از خدمات گردشگری است که محور آن «فرد» است، نه «بازار انبوه».
در سوی دیگر، کسبوکارهای گردشگری نیز با فرصتها و چالشهای تازهای روبهرو هستند؛ هتلها، شرکتهای حملونقل، آژانسهای مسافرتی و فعالان حوزه گردشگری به کمک الگوریتمهای هوشمند میتوانند رفتار مشتریان را تحلیل کنند، روندهای بازار را پیشبینی کرده و خدمات خود را با دقت بیشتری طراحی کنند، در چنین شرایطی مزیت رقابتی نه در حجم تبلیغات، بلکه در کیفیت تحلیل دادهها و قدرت تصمیمگیری هوشمند خواهد بود.
اما شاید مهمترین اثر هوش مصنوعی در حوزه حکمرانی گردشگری نمایان شود؛ یکی از چالشهای مزمن بسیاری از مقاصد گردشگری، نبود دادههای دقیق و بهروز برای تصمیمسازی است، هوش مصنوعی میتواند با تحلیل حجم عظیمی از دادههای مرتبط با سفر، الگوهای رفتاری گردشگران، ظرفیتپذیری مقاصد، میزان رضایت بازدیدکنندگان و روندهای بازار را شناسایی کند، این قابلیت به سیاستگذاران امکان میدهد به جای تصمیمگیریهای مبتنی بر حدس و گمان، بر پایه شواهد و تحلیلهای علمی اقدام کنند.
در آیندهای نه چندان دور، مدیریت هوشمند مقاصد گردشگری به یک ضرورت تبدیل خواهد شد، سامانههای مبتنی بر هوش مصنوعی قادر خواهند بود تراکم گردشگران را در مناطق مختلف پیشبینی کنند، از ازدحام بیش از حد در جاذبههای حساس جلوگیری کنند، مصرف منابع را کنترل کنند و میان توسعه گردشگری و حفاظت از میراث فرهنگی و محیطزیست تعادل برقرار سازند، این همان مسیری است که بسیاری از کشورهای پیشرو در قالب مفهوم «گردشگری هوشمند» دنبال میکنند.
برای ایران نیز این تحول یک انتخاب نیست؛ یک ضرورت است، کشوری با ظرفیتهای کمنظیر تاریخی، فرهنگی، طبیعی و تمدنی، در صورت بهرهگیری هدفمند از فناوریهای نوین میتواند جایگاه خود را در بازار جهانی گردشگری ارتقا دهد، طراحی پلتفرمهای هوشمند چندزبانه، توسعه راهنمایان دیجیتال مبتنی بر هوش مصنوعی، تحلیل کلاندادههای گردشگری، بازاریابی هدفمند در بازارهای بینالمللی و ایجاد زیرساختهای گردشگری هوشمند میتواند بخشی از این مسیر باشد.
با این حال، نباید فراموش کرد که فناوری به تنهایی راهگشا نیست، موفقیت در عصر هوش مصنوعی مستلزم تدوین سیاستهای روشن، سرمایهگذاری در زیرساختهای دیجیتال، آموزش نیروی انسانی متخصص و شکلگیری اکوسیستمی نوآور در حوزه گردشگری است، کشورهایی که امروز برای این تغییر آماده میشوند، فردا سهم بیشتری از اقتصاد جهانی گردشگری را در اختیار خواهند داشت.
هوش مصنوعی قرار نیست جایگزین روح انسانی سفر شود، هیچ الگوریتمی نمیتواند هیجان کشف یک مقصد جدید، گفتوگو با مردم محلی یا لذت مواجهه با فرهنگهای متفاوت را بازآفرینی کند، اما این فناوری میتواند سفر را هوشمندتر، ایمنتر، کارآمدتر و در دسترستر سازد، از این منظر هوش مصنوعی نه رقیب گردشگری، بلکه شتابدهنده آینده آن است.
صنعت گردشگری جهان وارد دورهای تازه شده است؛ دورهای که در آن مزیت رقابتی نه فقط در داشتههای طبیعی و فرهنگی، بلکه در میزان هوشمندی مقاصد و کیفیت بهرهگیری از فناوری تعریف خواهد شد، پرسش اصلی دیگر این نیست که آیا هوش مصنوعی صنعت گردشگری را متحول خواهد کرد یا نه؛ پرسش این است که چه کشورها و چه کسبوکارهایی برای این تحول آمادهتر هستند.
انتهای پیام/
نظر شما